«شجاعت حسینی»
بزرگ فلسفهی قتل شاه دین این است که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است
نه ظلم کن به کسی نِی به زیر ظلم برو که این مرام حسین است و مکتب دین است
حسین مظهر آزادگی و آزادی است خوشا کسی که چنینش مرام و آمین است
شرائط نبرد در صحنهی کربلا برای امام (ع) بسیار دشوار و سخت بود چرا که عطش شدید و کشنده ، هوای سوزان ، مصائب از دست دادن فرزندان و اصحاب ، تنهایی و غربت و عوامل دیگر همه و همه دست به دست هم داده بودند و عرصه را بر عزیز فاطمه (س) تنگ کرده بودند .
به فرمان عمر سعد چند تن از شجاعان دشمن به میدان تاختند ، اما لحظاتی نگذشت که همهی آنان در برابر شمشیر آتشبار امام (ع) به خاک هلاکت افتادند . عمر سعد دریافت که در نبرد تن به تن احدی در برابر فرزند امیرمومنان (ع) تاب مقاومت ندارد ، از این رو فرمان حملهی عمومی را صادر نمود . امام حسین (ع) به طرف دشمن حمله برد در حالیکه این رجزهای حماسی را میخواند :
اَنا الحُسَینُ بنُ عَلیٍّ
الَیت اَن لا اَنثَنی
اَحمی عِیالاتِ اَبی اَمضی علی دینِ النَّبِیِّ

« من حسین پسر امیرمومنان علی هستم ، سوگند یاد کردهام که در برابر ستمگران سر فرود نیاورم . از خاندان پدرم حمایت میکنم و در راه دین جدم رسول الله جان میدهم »
عمر سعد بر قوم خود فریاد برآورد که :
« وای برشما ! آیا نمیدانید که با چه کسی میجنگید ؟! این پسر اَنزَعُ البَطین و کشنده عرب ، علی بن ابیطالب است »
در این هنگام چهارهزار کمان دار آن حضرت را هدف قرار دادند و آنقدر تیر به جانب بدن امام (ع) رساندند که بدن آن حضرت مانند خار پشت پر از تیغ گشته بود .
در شجاعت امام حسین (ع) همین بس که امام باقر (ع) فرمودند :
«بدن اباعبدلله بیش از سیصد و بیست زخم ، آن هم در قسمت جلو بدنش برداشت زیرا که او هرگز پشت به دشمن نمیکرد »
یکی از حاضران ، شجاعت و قوت قلب امام (ع) را این چنین توصیف کردند .
« فَوَ اللهِ ما رأیتُ مَکثُوراً قَطُّ قَد قُتِلَ وَلَدُهُ وَ اَهلُ بَیتِهِ وَ صَحبِهِ اَربَطُ جأشاً مِنهُ »
« سوگند به خدا هرگز شخص مصیب زده و دل شکستهای که فرزند و خویشان و اصحابش کشته شده باشند ، ولی این گونه مانند حسین (ع) قوت قلب و خلل ناپذیر باشد ، ندیده بودم »
نظرات شما عزیزان:
.: Weblog Themes By Pichak :.