ام سی آی فایو؛ باشگاه بزرگ فروشندگان ایرانی

javahermarket

تاريخ : شنبه 7 / 9 / 1391برچسب:, | 2:45 PM | نویسنده : امید

شيخ اجل ، ابن قولويه ، استاد شيخ مفيد رحمه الله در كتاب كامل الزيارة به اسناد خود از محمد بن مسلم روايت كرده كه گفت : به مدينه رفتم و بيمار شدم . حضرت امام محمد باقر عليه السلام مقدارى آشاميدنى در ظرفى كه دستمال بالاى آن بود، به وسيله غلام خود برايم فرستاد و گفت : «اين را بخور كه امام على عليه السلام به من امر فرموده است كه بر نگردم تا اين دارو را بياشامى»

چون گرفتم و خوردم شربت سردى بود در نهايت خوش طعمى و بوى مشك از آن بلند بود.

پس غلام گفت : «حضرت فرمود چون بياشامى به خدمتش بروى»




ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 7 / 9 / 1391برچسب:, | 2:43 PM | نویسنده : امید

عالم رباني حضرت آيت‏الله حاج سيد احمد موسوي نجفي فرمودند: چند سال پيش از يکي از خيابانهاي تهران رد مي‏شدم، که ناگهان به طور غير عادي به سمت يک مغازه کشيده، و وارد آن مغازه شدم، مغازه‏ متعلق به يک عتيقه فروش بود. اما چيزي را متوجه نشدم. تا سه روز اين قضيه تکرار شد، بعد از سه روز به صاحب مغازه گفتم: آقا شما چه چيزي داري؟ چه سر و سرّي داري؟ که مرا به اينجا کشيده‏اي!؟     

                                                                

                         



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 7 / 9 / 1391برچسب:, | 2:42 PM | نویسنده : امید

روضه و روضه خوانى،به معناى ذكر مصيبت‏سيد الشهدا و مرثيه خوانى براى ائمه ومعصومين‏«ع‏»است كه مورد تشويق امامان و يكى از عوامل زنده ماندن نهضت‏حسينى وپيوند روحى و عاطفى شيعه با اولياء دين است.اشك ريختن و گريستن در مصائب‏اهل بيت‏«ع‏»نشانه عشق به آنان است و علاوه بر سازندگيهاى تربيتى براى سوگوار،موجب اجر و پاداش الهى در آخرت و بهره‏مندى از شفاعت ابا عبد الله الحسين است.

                      



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 7 / 9 / 1391برچسب:, | 2:42 PM | نویسنده : امید

اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ(35)



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 7 / 9 / 1391برچسب:, | 2:41 PM | نویسنده : امید
 

 

خيل كاروان اسرا، دلشكسته و خسته به شهر مقدس مدينه بر مي‌گردند و در مقابل دروازة ‌شهر مدينه به امر امام قدري استراحت مي‌كنند، تا بشير خبر آمدنشان را به اهل مدينه بدهد.
زينب در آستانة‌ ورودي مدينه صدا به ناله وا‌مي‌دارد: «كه مدينه ما را قبول منما، مدينه آن زمان كه از تو جدا شديم، با حسن وعباس و علي‌اكبر ... رفتيم؛ اما اكنون هيچ كدام آن ها همراهمان نيستند، مدينه در يك روز، 18 مَحرَم خود را از دست دادم.»

 




ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 7 / 9 / 1391برچسب:, | 2:40 PM | نویسنده : امید


در امر به معروف و نهي از منکر، بايد روش عقلاني به کار گرفته شود، نه افراط و تفريط ؛ زيرا افراط و تفريط روش ظالمان و جاهلان است است که باعث سلب اعتبار مي گردد.

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 7 / 9 / 1391برچسب:, | 2:39 PM | نویسنده : امید

نيبلت ، به آخرين شب حيات بابرکت امام در کربلا اشاره مي نمايد که امام حوادث روز عاشورا را به يارانش توضيح داد و فرمود کساني که با حسين بمانند جز به مرگ نينديشند. از اين رو از همه خواست که در تاريکي امام را ترک نمايند.

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 7 / 9 / 1391برچسب:, | 2:39 PM | نویسنده : امید

عزّت چه به عنوان خصلت فردي يا روحية جمعي به معناي مقهور عوامل بيروني نشدن، شكست‌ناپذيري، صلابت نفس، كرامت و والايي روح انساني و حفظ شخصيّت است. به زمين سفت و سخت و نفوذناپذير، «عُزاز» گفته مي‌شود. آنان كه از عزّت برخوردارند، تن به پستي و دنائت نمي‌دهند، كارهاي زشت و حقير نمي‌كنند، و براي حفظ كرامت خود و دودمان خويش، گاهي جان مي‌بازند.

 

                            



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 7 / 9 / 1391برچسب:, | 2:37 PM | نویسنده : امید

 

وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ(52)

 

و هر كس خدا و پيامبرش را اطاعت كند، و از خدا بترسد و از مخالفت فرمانش بپرهيزد، چنين كسانى همان پيروزمندان واقعى هستند! (52)

 

پيامبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله‌ در حديثي فرمود:
سعادتمند آنان که از دوستان و پيروان حسين عليه‌السلام هستند. بخدا سوگند ايشان در قيامت پيروز و نيکبخت هستند.



تاريخ : شنبه 7 / 9 / 1391برچسب:, | 2:37 PM | نویسنده : امید

موسى ابن عبدالعزيز نقل نمود: در بغداد يوحنّاى نصرانى مرا ديد و گفت ، تو را به حقّ دين و پيغمبرت قسم ميدهم كه اين شخص كه در كربلا است و مردم او را زيارت مى كنند كيست ؟

گفتم : پسر على بن ابى طالب عليه السلام است و دختر زاده رسول آخر الزمان محمّد(ص ) مى باشد و اسمش حضرت سيّد الشّهداء عليه السلام است چطور شد كه اين سوال را از من ميكنى ؟

گفت قضيّه عجيبى دارم ، گفتم بگو! گفت : خادم هارون الرّشيد نصف شبى بود آمد درب خانه و مرا با عجله برد، تا به خانه موسى بن عيسى هاشمى گفت امر خليفه است كه اين مرد را كه قوم و خويش من است علاج كنى ، وقتى كه نشستم و معاينه كردم ، ديدم بى خود است و فايده اى ندارد، پرسيدم چه مرضى دارد؟ و چطور شد كه اين طور گرديد؟




ادامه مطلب
صفحه قبل 1 ... 46 47 48 49 50 ... 69 صفحه بعد

  • دانلود فیلم