يكى از خصوصيات قيام حسين بن على عليه السلام و از پيامهاى عاشورا اين است كه آن حضرت على رغم قلت ياران و كثرت دشمنانش كه بايد طبق محاسبات ظاهرى به هر نحو ممكن ، اصحاب و ياران خويش را براى كمك و ياريش دعوت و تشويق و در صورت نياز از جايگاه ولايت و امامت ، آنان را مجبور و ملزم نمايد، ولى برخلاف اين روش ، آن حضرت در موارد مختلف ، گاهى به طور عموم و گاهى به طور خصوص ، به آن اجازه انتخاب كارزار يا ترك آن را داده و حتى نزديكترين اهل بيت خويش را نيز در اين انتخاب نمودن مسير دلخواه و مورد نظرشان ، مخير نموده است .

پر روشن است كه بين ظواهر و مقاصد ارتباط شديدى وجود دارد و در روايت هم آمده است:
مردم را به غير زبان يعنى رفتار و كردار صادقانه خويش به سوى خوبيها دعوت كنيد.
بنابر اين لازم است در عزاداريها به هر شكلى است صاحبان مجالس با كارگران، مستمعين شركتكنندگان و رؤساء و سايرين آنچه را اسلام واجب دانسته مثل: (انجام واجبات و ترك محرمات) و آنچه مستحب است مانند: (اخلاق فاضله، و نظافت مجالس از آلودگيها و چيزهاى تنفرآميز) كاملا رعايت كنند.

ابن زياد درميان اعوان و انصار خود با كمال كبر وغرور بر دنياي خويش تكيه زده و منتظر ورود اسراء ميباشد.
به امر او اسراء و سرهاي بريده را وارد و در برابر او قرار دادند و او مستانه قهقهه ميزد....
مىگويند اگر امام حسين (عليه السلام) روز عاشورا پيروز شد چرا آن روز را جشن نمىگيريم؟
چرا گريه مىكنيم؟ آيا اين همه گريه در برابر آن پيروزى بزرگ براى چيست؟ گريه زبان صادق و طبيعى شوق و اندوه و درد و عشق يك انسان است. گريه تجلى طبيعى يك احساس و حالتى جبرى و فطرى از يك رنج، يك شوق يا يك اندوه مىباشد يكى از دانشمندان غرب مىگويد: «انسانى كه هرگز نمىگريد و گريستن را نمىداند احساس انسانى را فاقد است».
قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ(39)
گفت: «پروردگارا! چون مرا گمراه ساختى، من (نعمتهاى مادى را) در زمين در نظر آنها زينت مىدهم، و همگى را گمراه خواهم ساخت، (39)
امام صادق عليه السلام فرمودند:
مكه سخن گفت به كرامت هاى خداوند تفاخر نمود و گفت : كيست مانند من و حال آنكه خانه خدا روى من بنا شده و مردم از اطراف به جانب من مى آيند، چون مكّه تفاخر نمود وحى شد، كه اى مكّه بجاى خود باش ، نيست فضل خانه كه سبب فضل تو است در جنب فضل كربلا، مگر به مانند سوزنى كه در دريا فرو برند، پس چه اندازه آب از دريا برميدارد،...
در حديث است (نفس المهموم، ص 30) که رسول خدا درباره امام حسين عليه السلام فرمود: کاني به وقد استجار بحرمي و قبري فلا يجار، و يرتحل الي ارض مقتله و مصرعه ارض کرب و بلاء، و تنصره عصابه من المسلمين، اولئک ساده شهداء امتي يوم القيامه؛ گويا او را مي بينم که به حرم و قبر من پناهنده شده، ولي او را پناه ندهند، و به سرزمين قتلگاه و شهادت خود کوچ مي کند، سرزمين اندوه و گرفتاري. و گروهي از مسلمانان او را ياري مي دهند که قيامت سروران شهيدان امت منند. (1)
پاورقي
(1) بحارالانوار، ج 44، ص 298.
مكتب معرفت
قال ابو الحسن موسى بن جعفر(عليه السلام)
أدنى ما يثاب به زائر ابى عبد الله (عليه السلام) بشط فرات إذا عرف حقه و حرمته و ولايته ان يغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخز.
به دنبال طرح موضوع آگاهی حضرت امامحسین (ع) از سرنوشتحرکت و نهضتخویش و شبههای که یکی از نویسندگان در تحلیل حرکتحضرت و علم ایشان به سرانجام شهادت ایجاد کرده بود و پیرو پرسشهایی که برخی روحانیون در این خصوص از محضر علامه سید محمد حسین طباطبایی «قدس سره» کردند، ایشان رسالهای کوتاه را در باره علم امام نوشتند و در آن زمان منتشر شد.
ادوارد براون مستشرق انگليسي
او در مورد مصيبت بزرگ کربلا مي گويد: «آيا قلبي پيدا مي شود که وقتي درباره کربلا سخني به گوش مي رسد، مالا مال حزن و اندوه نگردد؟ حتي غير مسلمانان هم نمي توانند پاکي روحي را که اين جنگ اسلامي در برداشت انکار کنند.»
آخوند ملا محمّد كاظم هزارجريبى (رضوان الله عليه ) فرمود: شنيدم از آقا ميرزا محمّد شهرستانى كه عالم جليل القدرى بود كه بر جنازه سيد بحرالعلوم نماز خواند فرمود:
من در اوايل جوانى مجاورت زمين كربلا را اختياركرده بودم رفيقى داشتم صالح و متقى ، مجاور نجف اشرف بود، از اهل خاتون آباد، اسمش حاج حسن على بود مكرر مرا تكليف مى كرد به نجف بروم و در آنجا مجاورت نمائيم ، زيرا در كربلا قساوت مى آورد و مجاورت در نجف به مراتب بهتر است ، تا شبى خواب ديدم در رواق حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام مى باشم و همان رفيقمان حاج حسن على هم آنجا بود و بر من مجاورت كربلا را باز انكار مى كرد.
ذَلِكَ وَمَنْ عَاقَبَ بِمِثْلِ مَا عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِيَ عَلَيْهِ لَيَنصُرَنَّهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ(60)
(آرى،) مطلب چنين است! و هر كس به همان مقدار كه به او ستم شده مجازات كند، سپس مورد تعدى قرار گيرد، خدا او را يارى خواهد كرد يقينا خداوند بخشنده و آمرزنده است! (60)
اهل بيت رسول خدا را به ريسمان بسته و برمحفل شرك وعصيان، دربار طاغوت زمان، يزيد، وارد نمودند. امام سجاد (ع) از جسارت دشمن خدا بر اهل بيت بر آشفت و فرمود: اي يزيد! چه فكر ميكني؟ اگر جدمان رسول خدا در اين وضع و حال ما را مشاهده نمايد، چه ميكني؟
حسين عليه السلام در شرايط سخت ناگوار با همراه کودکان و همسرو خواهران خويش در محاصره دشمن خشن قرار گرفت. ...
وجه تمايز شيعيان جهان در طول تاريخ اسلامي با ديگر مسلمانان الگوپذيري از امامان معصوم، و مقتدا قرار دادن اين رهروان راستين شريعت محمدي ـ صلي الله عليه و آله ـ و عشق و ايمان حقيقي به اين مشعلان فروزان جامعه بشري بوده است.
جرج زيدان در مورد امام حسين کتاب فاجعه کربلا را تأليف نموده است . زيدان دراين کتاب با مراجعه به کتب معتبر و موثق ، مختصري از تاريخ صدر اسلام و حوادث عاشورا را تا ورود اسيران کربلا به شام آورده است که دراين جا به حضور اسيران در برابر يزيد اشاره مي گردد:
در روايت اهل سنت و شيعه مستندا نقل شده است كه امّ سلمه همسر پيامبر (ص ) مى گويد:
روزى رسول خدا (ص ) مشغول استراحت بودند كه ديدم امام حسين عليه السلام وارد شدند، و بر سينه پيامبر(ص) نشستند، حضرت رسول (ص ) فرمودند: مرحبا نور ديده ام ، مرحبا ميوه دلم ، چون نشستن حسين عليه السلام بر سينه پيامبر (ص ) طولانى شد، پيش خودم گفتم ! كه شايد پيامبر(ص ) ناراحت شوند ،و جلو رفتم ، تا حسين عليه السلام را بر دارم .
ستاره سرخ محشر:
قال على بن الحسين (عليه السلام):
تزهر أرض كربلا يوم القيامة كالكوكب الدرى وتنادى انا ارض الله المقدسة الطيبة المباركة التى تضمنت سيد الشهداء و سيد شباب اهل الجنة.
مىگويند: شما در عصر فضا و اتم زندگى مىكنيد آنگاه بر كسى اشك مىريزد كه صدها سال پيش در گذشته است و بر مزارهايى سفر مىنماييد كه چيزى جز صخره و سنگ نمىباشد؟!
در پاسخ مىگوئيم :«چنانكه گفتهاند: «بعد زمان» را در «ابديت» اثرى نيست ابديت را در ماوراى زمان ـ در عرصهاى برتر از زمان ـ حكومت است ابديت هميشگى است. جاودانان رهبران بزرگ بشريت به ابديت تعلق دارند، از اين رو قرنها نيز در طول حيات معنوى آنان، مفهوم متداول خود را از دست مىدهند(1)
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ(1) الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ(2) وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ(3) وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ(4) وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ(5) إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ(6) فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ(7) وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ(8) وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ(9) أُوْلَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ(10) الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ(11)
گريستن بر اباعبدالله الحسين«ع» ثواب بسياری دارد.(1) فرشتگان،پيامبران،زمين و آسمان،حيوانات صحرا و دريا هم بر عزاى حسين«ع» گريستهاند. (2)
اشگ ريختن،نشانه پيوند قلبى با اهل بيت و سيد الشهدا است.اشك،دل راسيراب مىكند،عطش روح را بر طرف مىسازد و حاصل محبتى است كه نسبتبه اهل بيت حاصل مىشود. همدلى و هماهنگى روحى با ائمه،ايجاب مىكند كه در شادى آنان شاد و در غمشان محزون باشيم.اين نشان شيعه است كه«يفرحون بفرحنا و يحزنونلحزننا...» (3) قلبى كه مهر حسين«ع» را داشته باشد ،بى شك به ياد مظلوميت و شهادت او مىگريد. اشك، زبان دل و شاهد عشق است.
گريستن در سوگ شهداى كربلا،تجديد بيعتبا عاشورا و فرهنگ شهادت و تغذيه فكرى و روحى با اين مكتب است و اشك ريختن،نوعى امضا كردن پيمان و قرارداد مودت با سيد الشهدا است.
اسراء به قصد مدينه از شام بيرون ميآيند.
حضرت زينب از دروازة شام كه ميخواهد بيرون رود، سرش را از محمل خود بيرون آورده و خطاب به مردم شام ميگويد: «اي مردم! اگر ما را خارجي خوانديد، و اگر ما را در خرابه جاي داديد، ما رفتيم. اما جان شما و جان امانتي كه در خرابه شام نهادهايم. هر وقت توانستيد بر سر مزار او برويد و شمعي روشن نماييد و آبي بر مزار او بپاشيد. او امانت برادرم حسين (ع) است.»
حسين تنها درس دين داري و دفاع از دين در بحراني ترين شرايط به آيندگان نياموخت، بکله حسين عليه السلام چگونه زندگي کردن را به همه آزاد مردان و زنان جامعه اموخت. به آنان که حتي درد دين ندارند و ارزش هاي ديني براي آنان مطرح نيست، ليکن درس کرامت و عزت و آزادگي انساني را خوب مي انديشند و بر خويشتن ذلت و زبوني و بردگي نمي پسندند. به انسان ها اموخت که اگر دين دار هستيد جان خود را فداي دين خود کنيد.
إِنَّ الَّذِينَ هُم مِّنْ خَشْيَةِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ(57) وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ(58) وَالَّذِينَ هُم بِرَبِّهِمْ لَا يُشْرِكُونَ(59) وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ(60) أُوْلَئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ(61)
حرثمه مى گويد:
چون از جنگ صفين همراه على عليه السلام برگشتيم ، آن حضرت وارد كربلا شد. و در آن سرزمين نماز خواند. آن گاه مشتى از خاك كربلا برداشت و آنرا بوئيد سپس فرمود:
واها لك يا تربة ليحشرنَّ منك قوم يدخلون الجنّة بغير حساب
آه اى خاك ! حقّا كه از تو مردمانى برانگيخته شوند كه بدون حساب داخل بهشت گردند.
صاحب كتاب درّالیمین در تفسیر این آیه مباركه از قرآن كریم "فتلقی آدم من ربه كلمات فتاب علیه انه هو التواب الرحیم" (بقره37) می فرماید:
خلاصه معنی چنان است كه آدم (ع) در ساق عرش كلمه چند نگریست، جبرئیل او را بیاموخت كه بدان كلمات كه اسماء پیغمبر و آل پیغمبر بود پناهنده شود و بدین گونه سخن كند:....
او كشته شد كه دين خدا جاودان شود جان جهان فداش كه بى مثل و گوهر است
اوضاع عمومى اسلام و مسلمين بسيار ناراحت كننده بود . فعاليتها و تبليغات مسموم بنى اميه عليه حضرت على (ع) و خاندانش ، و نيز تحريفات و بدعتهايى كه زيركانه در اسلام داخل كرده بودند، شرايط را جهت نابودى اسلام و محو نام حضرت محمد (ص) آماده كرده بود.
نيکلسون
نيکلسون مي گويد: «بني اميه طغيان گر بودند و قوانين اسلامي را ناديده انگاشتند.مسلمين را خوار نمودند وصاحبان اصلي حکومت راکشتند. بنابراين ، تاريخ از روي انصاف حکم مي کند که خون حسين (ع) به گردن بني اميه است .»
چنانکه مي دانيم و در تواريخ مذکور است در دوران حکومت اموي، سفره قتل و شمشير يگانه حاکم در اين دستگاه مستبد بود که بدون رسيدگي به حق و حقيقت سفره قتل گسترده مي شد و جلاد به دستور حاکم بي گناهي را به قتل مي رسانيد، چنانکه حجاج بن يوسف ثقفي يکي از حکام زمان عبدالملک مي گفت: از غذا و طعام وقتي لذت مي برم که انساني را ببينم در خون خود دست و پا مي زند و من مشغول طعام باشم در چنين محيطي هيچ کس را قدرت و جرئت آن نبود که به نحوه کردار و رفتار ناشايست حکام انتقاد نمايد و يا به دفاع از حقوق از دست رفته خود پردازد.
سرويليام موير
موير مي نويسد: «فاجعه کربلا نه تنها مقدرات خلافت ، بلکه مقدرات ممالک اسلامي را تعيين کرد. کيست که آن عزاداري پرشور و هيجان را ببيند و بداند که هر سال مسلمين کليه کشورهاي جهان چگونه از شام تا بامداد به سينه (عزاداري ) مي کوبند و با آهنگ موزون و محزون خود بي آنکه خسته شوند، مجنون وار فرياد مي زنند: حسين ،حسين ، حسين ، و حربه برنده و شمشير دو دمي را که سلسله بني اميه بدست دشمنان خود داده است ، تشخيص ندهد.»
تفسير و احياى اسلام و امر به معروف و نهى ازمنكر
از جمله آثار مهم سياسى - اجتماعى قيام و نهضت حياتبخش حسينى كه به جاى مانده، آشكار ساختن اسلام صحيح و احياى امر به معروف و نهى از منكر بود تا بطلان اسلام انحرافى اموى كه پس از زمان رحلت نبى اكرم (ص) صورت گرفت، روشن شود.
ذکر مصیبت سنتى در جهت احياى ياد و نام ائمه و مطرح نگه داشتن حادثه عاشوراست و همچنین در آن چه بصورت مقطع پايانى سخنرانى و موعظه و چه بصورت مستقل،حوادث كربلا و كيفيتشهادت امام حسين«ع»و ياران او و نيز امامان ديگر بصورتى سوزناك نقل مىشودكه سبب تحريك عواطف و گريستن بر سيد الشهدا مىگردد.نقل حوادث بر اساس مقتلها انجام مىگيرد و شايسته است كه از منابع معتبر و شعرهاى خوب استفاده مىشود تا موجب وهن به مقام معصومين و خاندان عصمت نگردد.
فاضل كامل سيّد الواعظين مرحوم سيّد محمود امامى اصفهانى (رحمة اللّه عليه ) نقل نموده اند:
يكى از خلفاى بنى مروان اولاد دار نمى شد به مقتضاى عقيده فاسد خود نذر كرد كه اگر خدا پسرى به او بدهد، او را بر سر راه زوّارهاى حضرت سيّدالشهدأ عليه السلام بفرستد، و آنها را به قتل برساند.
در مصيبت حضرت سيّد الشهداء(ع ) بنا بر روايات مختلف آنچه به چشم ديده ، و ديده نمى شود گريسته اند.
در جريان هبوط حضرت آدم عليه السلام مى باشد كه آن حضرت پس از ترك اولى كه در بهشت انجام داد از بهشت رانده و بر زمين فرستاده شد، محل هبوط آدم عليه السلام در مكّه معظّمه بوده است و در روايات مى باشد كه حضرت آدم عليه السلام بخاطر آن گناه يا ترك اولى بسيار گريست و از گناه خود توبه كرد.
اربعين است. چهل روز است كه گل هاي خوشبوي محمدي از باغستان خويش جدا گشتهاند و باغبان خود را تنها نهادهاند.
اولين زائر، صحابهي خاص رسول الله «جابر بن عبدالله انصاري» است كه با بدني خوشبو و ذكر گويان، بر قبر دردانة پيامبر حاضر گشته و از سوز دل سه بار فرياد ميزند: «يا حسين! يا حسين!» و بيهوش روي زمين ميافتد. عطيه، دوست جابر، او را به هوش ميآورد كه ناگهان جابر صدا ميزند: «واحبيب لايحبيب حبيبه؟؛ آيا دوست، جواب دوست خود را نميدهد؟» سپس خودش جواب خودش را ميدهد: «چگونه جواب مرا بدهي، درحالي كه خون از رگ هاي گلويت بر سينه و شانهات فرو ريخته و بين سر و بدنت جدايي افكنده است!»
إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ(111)
ولى من امروز آنها را بخاطر صبر و استقامتشان پاداش دادم آنها پيروز و رستگارند!» (111)
سيد بن طاووس مينويسد:" وقتي اسرا و بازماندگان شهدا را وارد دارالاماره يزيد كردند، درحالي كه همگي به وسيله ريسمان به هم بسته شده و در مقابل يزيد قرار گرفتند، امام سجاد، يزيد را مخاطب قرار داد و فرمود: «اي يزيد! تو را به خدا قسم ميدهم كه در بارة پيامبر چه گماني ميكني، اگر ما را با اين حالت بنگرد.»
امام حسين عليه السلام در اين باره ويژگي خاصي دارند. وقتي از آن حضرت خواستند که حکم يزيد و پسر زياد را بپذيرد، فرمود: نه، هرگز، به خدا قسم، ذليلانه بيعت نمي کنم و مانند بردگان اقرار نمي نمايم.
تا جايي که گفته اند: اين حسين عليه السلام بود که نپذيرفتن ظلم را سنت نهاد و همه کساني که تن به ذلت نمي دهند به آن حضرت اقتداء مي کنند.
هنگامی كه حضرت نوح(ع) بر كشتی سوار شد و روی زمین را گردش نمود و به زمین كربلا رسید، زمین كربلا كشتی او را نگاه داشت. حضرت نوح از خطر غرق شدن ترسان شد و گفت:
الهی طفت جمیع الدنیا و ما اصابنی فزع مثل ما اصابنی فی هذه الارض؛ پروردگارا، من جمیع دنیا را گردش كردم و در هیچ موضعی نظیر این زمین خوفناك ندیدم .
از جمله آثار و بركات كه قيام و شهادت سيدالشهدا (ع) در بعد سياسى - اجتماعى داشت، بيدار شدن خفتگان و انتقال روح مبازره جويى بر عليه ظلم و ستم بوده و هست.
براى تنوير ذهن و تصوير مطلب، لازم است به طور اجمال اشارهاى به وضعيت جامعه اسلامى آن دوران داشته باشيم . مردم آن زمان به چند دسته تقسيم مى شوند:
.: Weblog Themes By Pichak :.